خرید بک لینک
امروز سه بار حالم بد شد و تموم محتویات معده م تخلیه.

اولیش دم صبح بود آن چنان از جا پریدم که اگه لحظه ای درنگ میکردم کل تخت و بندو بساتش با گلاب به روتون استفراغ پر شده بود. سینک ظرف شویی پر شده بود و هنوز حال من جا نیومده بود برگشتم سرجام لرز کرده بودم. پتو رو کشیدم روم حالم در نوسان بود.سطل آشغال اتاقو گذاشتم کنار تخت و چه خوب که این کارو کردم چون بار دوم نصف سطل پر شد.دندونام حالت بدی داشتن اسید معده م داشت گلومو میسوزوند واز طرفی جرات آب خوردنم نداشتم پا شدم تا حداقل یکم آب قرقره کنم که احساس کردم شکمم میخواد کار کنه راهمو به سمت دستشویی کج کرم ولی به جای اجابت مزاج برای بار یوم هم بالا اوردم ابن دفعه حرکت روده هام به سمت دهنم رو هم حس میکردم عضلات شکمم به شدت منقبض شده بود و درد زیادی میکشیدم. انگار یکم حالم بهترشده بود بگی نگی. خوابم برد و بار با حالت تهوع از جا بلند شدم این بار به جای برگردوندن متوجه شدم که اسهال گرفتم. حالت تهوع دست از سرم بر نمیداشت. شبش عروسی دعوت بودم عروسی نسرین یا همون خانم امیری دختر خانوم شعبانی یا خانوم امیری مادر. نشد که برم .. نشد

برچسب: نویسنده: کیانوش میرزاده تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 3:05

صفحه بندی